فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ شاهبازی درآمد از در باز
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ خاطرم می کشد سوی شیراز
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ برو ای میر من به مال مناز
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ بیا و پردهٔ هستی برانداز
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ که را روئی چنین زیباست امروز
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ میخانه سبیل ماست امروز
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ به کام دل رسیدم باز امروز
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ درد از تو خوش است و هم دوا نیز
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ خاک میخانه بر سر ما ریز
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ عشق بازی روان از جان برخیز
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ بر در میخانه بنشستیم باز
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ ار شراب نیمشب امروز سرمستیم باز
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ دل به دست زلف او دادیم باز
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ خوش دری بر روی ما بگشاد باز
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ رنج غربت تو از غریبان پرس
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ لذت جان ما ز مستان پرس
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ رنج عشقی کشیده ام که مپرس
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ گرم و سردی چشیدهام که مپرس
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ جام می را به نوش و خوش میباش
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ شراب شوق را پیمانه می باش
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ جان به جانان سپار و خوش می باش
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ دل به دلبر گذار و خوش می باش
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ دُرد دردش بنوش خوش می باش
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ سیدی خواهی پناه و بنده باش
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ گر فسرده نیستی گر ما نه باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ ای دل ار عاشقی بیا خوش باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ عشق سرمست است و دارد دور باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ پاک باش و بی وضو یک دم مباش
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باش
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ در میکده مست و رند و قلاش
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ بحر در جوش است و جانم درخروش
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ خم می در جوش و رندان درخروش
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ به گوش و هوش من آمد ندای ساقی دوش
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ زهد بگذار و خرقه را بفروش
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ در خرابات تا سحرگه دوش
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ جام می شادی رندان نوش نوش
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ دُرد دردش چو صاف درمان نوش
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ از جام حباب آب می نوش
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ دلخوشم از عشق جان افزای خویش
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ سوختم بر آتش دل عود خویش
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ عزتی ده مرا به عزت خویش
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ همه عالم چو شبنمی دانش
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ هفت هیکل به ذوق می خوانش
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانش
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ پریشان کرد حال من سر زلف پریشانش
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ ساقی سرخوش ما همدم ما می بینش
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ بیا ای نور چشم اهل بینش
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ عشق آمد و جام می به دستش
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ چیست عالم سایه بان حضرتش
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ در خواب خوش نماید نقش خیال رویش
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ ساقیم می رفت و رندان در پیش
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ چه خوشحالی که می یابم جمالش
متن اشعار به نقل از گنجور.