پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۲

خاطرم می کشد سوی شیراز

مرغ جان باز می کند پرواز

رند مستم به دست جام شراب

کرده ام باز بیخودی آغاز

جام و می لب نهاده اند به لب

نی و نائی به همدگر دمساز

در گلستان عشق سرمستان

بلبلانند جمله خوش آواز

سر ساقی و حال میخانه

بشنو از من ز دل بسوز و نیاز

عارفانه در آ به خلوت عشق

عاشقانه به عشق او می ناز

نور سید ز نعمت الله جو

راز محمود بازجو ز ایاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی برانداز
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۵که را روئی چنین زیباست امروز
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۶میخانه سبیل ماست امروز
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۷به کام دل رسیدم باز امروز
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۸درد از تو خوش است و هم دوا نیز
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۹شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۰خاک میخانه بر سر ما ریز
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۱عشق بازی روان از جان برخیز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.