پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۸

درد از تو خوش است و هم دوا نیز

رنجم بخشی و هم شفا نیز

داری نظری به حال هر کس

می کن نظری به حال ما نیز

بیگانه نگشت از تو محرم

ما خویش توئیم و آشنا نیز

گر کشته شوم به تیغ عشقت

خونم بحل است و خونبها نیز

ای جام جهان نمای باقی

ایمن ز فنائی و بقا نیز

ما از تو به غیر تو نخواهیم

بی تو چه کنیم در سرا نیز

تنها نه منم محب سید

والله که حضرت خدا نیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۰خاک میخانه بر سر ما ریز
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۱عشق بازی روان از جان برخیز
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۲دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۳بر در میخانه بنشستیم باز
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۴ار شراب نیمشب امروز سرمستیم باز
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۵دل به دست زلف او دادیم باز
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۶مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۷خوش دری بر روی ما بگشاد باز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.