پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۶

مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز

عشق جانان جان ما بر باد خواهد داد باز

زاهد خلوت نشین از خان و مان دل برگرفت

مجلسی مستانه در کوی مغان بنهاد باز

توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم

هر که آمد سوی ما مانند ما افتاد باز

بر خیال عقل بی بنیاد بی بنیادی من

تا چه آید بر سرت زین عقل بی بنیاد باز

روی دل بر درگه سلطان خود آورده ایم

آمده بر درگه شه بنده ای آزاد باز

آب چشم ما چو دجله می رود هر سو روان

شاید ار معمور سازد خطهٔ بغداد باز

خوش گشادی از گشاد نعمت الله یافتیم

تا در میخانه را بر روی ما بگشاد باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۸رنج غربت تو از غریبان پرس
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۹لذت جان ما ز مستان پرس
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۰جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۱رنج عشقی کشیده ام که مپرس
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۲گرم و سردی چشیده‌ام که مپرس
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۳جام می را به نوش و خوش می‌باش
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۴شراب شوق را پیمانه می باش
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۵جان به جانان سپار و خوش می باش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.