پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۴

شراب شوق را پیمانه می باش

حریف خلوت جانانه می باش

اگر تو مست مجنونی ندیدی

ببین لیلی و خود دیوانه می باش

در دل می زن اما در شب و روز

مقیم گوشهٔ آن خانه می باش

به صورت ساحلی معنی چو دریا

ورای این و آن دردانه می باش

دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم

بیا در کنج این ویرانه می باش

فدای عشق کن جان گرامی

دل و دلدار و هم جانانه می باش

درآمد از در دل نعمت الله

چو شمعی تو برو پروانه می باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۶دل به دلبر گذار و خوش می باش
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۷دُرد دردش بنوش خوش می باش
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۸سیدی خواهی پناه و بنده باش
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۹گر فسرده نیستی گر ما نه باش
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۰ای دل ار عاشقی بیا خوش باش
  6. غزل شمارهٔ ۹۳۱ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
  7. غزل شمارهٔ ۹۳۲زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
  8. غزل شمارهٔ ۹۳۳عشق سرمست است و دارد دور باش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.