پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۸

سیدی خواهی پناه و بنده باش

بنده شو در بندگی پاینده باش

گر به تیغ عشق او کشته شوی

حی قیومی برو دل زنده باش

در هوای گلستان عشق او

همچو غنچه با لب پر خنده باش

جان فدا کن گر قبولت اوفتد

تا قیامت زین کرم شرمنده باش

خیز از این سایه بنشین آفتاب

هم به نور روی او تابنده باش

سروری ملک بقا گر بایدت

در خرابات فنا افکنده باش

کام جان از سید ما می طلب

یک زمان همصحبت این بنده باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۰ای دل ار عاشقی بیا خوش باش
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۱ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۲زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
  4. غزل شمارهٔ ۹۳۳عشق سرمست است و دارد دور باش
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۴پاک باش و بی وضو یک دم مباش
  6. غزل شمارهٔ ۹۳۵اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باش
  7. غزل شمارهٔ ۹۳۶در میکده مست و رند و قلاش
  8. غزل شمارهٔ ۹۳۷بحر در جوش است و جانم درخروش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.