پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۵

اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باش

ز جام جان مئی بستان روان و بر سر ما باش

ز سرمستان بزم ما طریق عاقلی کم جو

ز ما مستی و رندی جو که هم مستیم و هم قلاش

خراباتست و عاشق مست وبا معشوق خود همدم

برو ای عقل سرگردان به جای خویشتن می باش

کسی کو نقش می بندد خیال غیر او امروز

به جز نقش خیال او نباشد حاصل فرداش

به دور چشم مست او جهان پرفتنه می بینم

بلا بالا گرفت امروز در عالم از آن بالاش

منه رخ بر رخش ای جان که تو خاری و رویش گل

مکن بیداد با رویش به خار آن روی گل مخراش

به هر نقشی که می بندم خیال نعمةالله است

چه خوش نقشی که می بندد خیالش در نظر نقاش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۷بحر در جوش است و جانم درخروش
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۸خم می در جوش و رندان درخروش
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۹به گوش و هوش من آمد ندای ساقی دوش
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۰زهد بگذار و خرقه را بفروش
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۱در خرابات تا سحرگه دوش
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۲جام می شادی رندان نوش نوش
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۳دُرد دردش چو صاف درمان نوش
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.