پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۰

زهد بگذار و خرقه را بفروش

جام می را بگیر و خوش می نوش

ذوق مستی کسی که دریابد

گرچه عاقل بود شود مدهوش

در خرابات مست می گردم

همچو رندان خوشی سبو بر دوش

ساغر می مدام می نوشم

سرخوشانه چو خم می در جوش

راز هشیار پیش مست مگو

ور بگوئی بگو که آن می پوش

گوهر بحر ماست گفتهٔ ما

خوش بود هر که می کند در گوش

شاهد ماست ساقی سرمست

نعمت الله گرفته در آغوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۲جام می شادی رندان نوش نوش
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۳دُرد دردش چو صاف درمان نوش
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوش
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۵دلخوشم از عشق جان افزای خویش
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۶بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۷سوختم بر آتش دل عود خویش
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۸عزتی ده مرا به عزت خویش
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۹همه عالم چو شبنمی دانش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.