پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۱

در خرابات تا سحرگه دوش

می کشیدم سبوی می بر دوش

شادی روی ساقی سرمست

دوش تا روز بود نوشانوش

بزم عشق است خرقه را بر کن

جامهٔ عاشقانه ای درپوش

در ره عاشقی و می خواری

عاشقانه به جان و دل می کوش

ما خراباتیان سرمستیم

چون خم می فروش خوش در جوش

گل تبسم کنان و می در جام

بلبل مست کی شود خاموش

نعمت الله حریف و ساقی او

جام در دور و عاشقان مدهوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۳دُرد دردش چو صاف درمان نوش
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوش
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۵دلخوشم از عشق جان افزای خویش
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۶بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۷سوختم بر آتش دل عود خویش
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۸عزتی ده مرا به عزت خویش
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۹همه عالم چو شبنمی دانش
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۰هفت هیکل به ذوق می خوانش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.