پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۲

جام می شادی رندان نوش نوش

ور توانی راز خود در پوش پوش

خوش سبوئی از برای عاشقان

می کشیدم تا سحر بر دوش دوش

خم می در جوش و ساقی درحضور

از چنین خمخانه ای سر جوش جوش

عقل می گوید مخور بسیار می

عشق می گوید فراوان نوش نوش

عشق آمد عقل و هوش ما ببرد

کی بیابد این چنین بیهوش هوش

ای صبا احوال ما را از کرم

گر توانی شمه ای در گوش گوش

تا مرید نعمت الله باشدش

کرده پیدا عارفی در اوش اوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوش
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۵دلخوشم از عشق جان افزای خویش
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۶بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۷سوختم بر آتش دل عود خویش
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۸عزتی ده مرا به عزت خویش
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۹همه عالم چو شبنمی دانش
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۰هفت هیکل به ذوق می خوانش
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۱چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.