پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۱

رنج عشقی کشیده ام که مپرس

دُرد دردی چشیده ام که مپرس

در طریقی که نیست پایانش

بر و بحری بریده ام که مپرس

دیده ام صورتی که دیده ندید

معنئی را شنیده ام که مپرس

گفته ام نکته ای تو را که مگو

خط به حرفی کشیده ام که مپرس

بلبل مست گلشن عشقم

ز آشیانی پریده ام که مپرس

عاشق و رند و لاابالی وار

ازجهانی رسیده ام که مپرس

بندهٔ وا فروختم به بها

سیدی را خریده ایم که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۳جام می را به نوش و خوش می‌باش
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۴شراب شوق را پیمانه می باش
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۵جان به جانان سپار و خوش می باش
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۶دل به دلبر گذار و خوش می باش
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۷دُرد دردش بنوش خوش می باش
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۸سیدی خواهی پناه و بنده باش
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۹گر فسرده نیستی گر ما نه باش
  8. غزل شمارهٔ ۹۳۰ای دل ار عاشقی بیا خوش باش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.