پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۰

جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس

مانند دردمند ز دردش دوا بپرس

نقش بلا مگو تو که آرام جان ماست

لطفی کن از کرم چو ببینی ز ما بپرس

ما بنده ایم و حضرت او پادشاه ماست

با پادشه بگو که ز حال گدا بپرس

از عقل بی خبر ، خبر عشق او مجو

سریست عشق او ز دل ما بیا بپرس

بگذر خوشی به کوی خرابات عاشقان

از رند مست لذت ذوق مرا بپرس

ما محرمیم در حرم کبریای او

اسرار او ز محرم آن کبریا بپرس

از ما مپرس قصهٔ دنیا و آخرت

اما ز سیدم خبری از خدا بپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۲گرم و سردی چشیده‌ام که مپرس
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۳جام می را به نوش و خوش می‌باش
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۴شراب شوق را پیمانه می باش
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۵جان به جانان سپار و خوش می باش
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۶دل به دلبر گذار و خوش می باش
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۷دُرد دردش بنوش خوش می باش
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۸سیدی خواهی پناه و بنده باش
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۹گر فسرده نیستی گر ما نه باش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.