پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۳

بر در میخانه بنشستیم باز

توبهٔ صد ساله بشکستیم باز

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

شد روان با بحر پیوستیم باز

لطف ساقی بین که از انعام او

در خرابات مغان مستیم باز

دل به دست زلف او دادیم و برد

بی سر و سامان و پابستیم باز

نیست گشتم از وجود و از عدم

از وجود و جود او هستیم باز

با وصالش شکر می گوئیم ما

کز بلای هجر وارستیم باز

رند و ساقی سید و بنده به هم

بر در میخانه بنشستیم باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۵دل به دست زلف او دادیم باز
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۶مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۷خوش دری بر روی ما بگشاد باز
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۸رنج غربت تو از غریبان پرس
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۹لذت جان ما ز مستان پرس
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۰جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۱رنج عشقی کشیده ام که مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۲گرم و سردی چشیده‌ام که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.