پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۶

میخانه سبیل ماست امروز

هنگام می و صفاست امروز

از دولت عشق پادشاهیم

صد شه بر ما گداست امروز

بگذر ز حدیث دی و فردا

دریاب که روز ماست امروز

آن رند که شب حریف ما بود

سر حلقهٔ اولیاست امروز

مائیم حریف و جام بر دست

مخمور کسی چراست امروز

از فتنهٔ چشم مست ساقی

عالم همه پر بلاست امروز

مائیم حریف نعمت الله

بزمی به از این کراست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۸درد از تو خوش است و هم دوا نیز
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۹شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۰خاک میخانه بر سر ما ریز
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۱عشق بازی روان از جان برخیز
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۲دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۳بر در میخانه بنشستیم باز
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۴ار شراب نیمشب امروز سرمستیم باز
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۵دل به دست زلف او دادیم باز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.