پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۹

ساقیم می رفت و رندان در پیش

جام می بر دست و مستان در پیش

عزم کردم تا خرابات مغان

عاشقان و می پرستان در پیش

نعره مستانه می زد دم به دم

های و هوی باده نوشان در پیش

گر به مستی عربده کردی دمی

لطف فرمودی فراوان در پیش

چون روان شد از برم عمر عزیز

دل روان شد از بدن جان در پیش

در هوای بزم او نی در خروش

چنگ با زلف پریشان در پیش

دُرد دردش نوش کن ای جان من

تا بیابی صاف درمان در پیش

خضر رفته از پی ساقی ما

نوش کرده آب حیوان در پیش

خوش خرامان می رود مست و خراب

نعمةالله و حریفان در پیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۱دل به دلبر دادم و جان بر سرش
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۲دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۳وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۴روح اعظم نایب حق خوانمش
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۵بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۶غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
  7. غزل شمارهٔ ۹۶۷آن یکی از هر یکی می جویمش
  8. غزل شمارهٔ ۹۶۸عشق او در جان روان می دارمش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.