پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۷

آن یکی از هر یکی می جویمش

دو نمی گویم یکی می گویمش

دیده گر نقش خیال غیر دید

پاکبازانه روان می شویمش

شد معطر عالمی از بوی او

این چنین بوی خوشی می بویمش

یک حقیقت در دو عالم رو نمود

در دو عالم آن یکی می گویمش

سیدم تخم محبت کاشته

از محبت من چنین می رویمش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۹جام عین شراب دریابش
  2. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشقانه به یاد او سرخوش
  3. غزل شمارهٔ ۹۷۱نور چشم است و مردم دیده
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۲دُرد دردش دردخواری بایدش
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۳کاه و جو خلق برد خوش خوش
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۴این حضور عاشقان است و سماع
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۵دردمندیم و از دوا فارغ
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۶عشق او دریا و ما در وی صدف
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.