پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷۶

عشق او دریا و ما در وی صدف

از صدف گوهر طلب کن ای خلف

گوهر هر کس که باشد خوبتر

باشد او را بر یکی دیگر شرف

کی تواند بود گیلان همچو مصر

یا کجا باشد سقر مثل نجف

کشف و کشاف است ما را در نظر

کی بود چون کشف ما کشف کشف

گرچه دریا آبرو دارد ولی

غیر بادش نیست دریا را به کف

در پی نقش خیال این و آن

حیف باشد گر شود عمرت تلف

نعمت الله مجلسی آراسته

آمده رندان مست از هر طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷۸پادشاه عاشقانیم و گدای کوی عشق
  2. غزل شمارهٔ ۹۷۹عاشقان غرقند در دریای عشق
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۰تن به جان زنده است و جان از عشق
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۱عالم عرض است و جوهرش حق
  5. غزل شمارهٔ ۹۸۲در آینهٔ وجود مطلق
  6. غزل شمارهٔ ۹۸۳منم آن رند عاشق مطلق
  7. غزل شمارهٔ ۹۸۴در محیطی فکنده ام زورق
  8. غزل شمارهٔ ۹۸۵عشق است زیاده بر همه خلق
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.