پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۶

غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش

سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش

در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر

شادی آن سر که او گردد و کوی غمش

این دل مسکین من خرم و دلشاد شد

تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش

مست می غم شدم شادی مستان غم

میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش

گفت من و گوی او راحت قلب حزین

جست دل و جوی جان دیدن روی غمش

بی سر و بی پا منم همدم رندان غم

سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش

درد غم و درد او آمده درمان ما

سید ما شد به جان بندهٔ خوی غمش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۸عشق او در جان روان می دارمش
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۹جام عین شراب دریابش
  3. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشقانه به یاد او سرخوش
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۱نور چشم است و مردم دیده
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۲دُرد دردش دردخواری بایدش
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۳کاه و جو خلق برد خوش خوش
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۴این حضور عاشقان است و سماع
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۵دردمندیم و از دوا فارغ
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.