پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۳

وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش

آسوده جان عشاق از ساز دلنوازش

خواهی که بازیابی رمزی ز راز معشوق

می باش عاشقانه با محرمان رازش

جانی که نو نیاز است جانان به جان گدازد

یا رب که آفرین باد بر جان نو نیازش

ساقی به صاف درمان ما را علاج می کن

باز آ به دُرد دردش خوش خوش دوا بسازش

آن یار نازنینم زارم گذاشت بازم

شکرانه جان ببازم گرآورند بازش

جام جم است عالم پر می ز خم وحدت

نوشم می حقیقت از ساغر مجازش

ذوقیست عاشقان را با جان نعمت الله

ذوق خوشی طلب کن از جان پاکبازش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۵بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۶غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۷آن یکی از هر یکی می جویمش
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۸عشق او در جان روان می دارمش
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۹جام عین شراب دریابش
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشقانه به یاد او سرخوش
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۱نور چشم است و مردم دیده
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۲دُرد دردش دردخواری بایدش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.