پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۵

عشق آمد و جام می به دستش

جانم به فدای چشم مستش

برخواست بلا و فتنه بنشست

از قد بلند و زلف پستش

بنشست به تخت دل چو شاهی

یا رب چه خوشست این نشستش

صد توبه به یک کرشمه بشکست

سرمستی چشم می پرستش

ای عقل برو که عشق سرمست

عهد من و توبه هم شکستش

در مذهب عشق هیچ بد نیست

نیک است هر آنچه عشق هستش

رندیم و حریف نعمت الله

سر بر قدم و به دست دستش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۷دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۸در خواب خوش نماید نقش خیال رویش
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۹ساقیم می رفت و رندان در پیش
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۰چه خوشحالی که می یابم جمالش
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۱دل به دلبر دادم و جان بر سرش
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۲دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش
  7. غزل شمارهٔ ۹۶۳وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش
  8. غزل شمارهٔ ۹۶۴روح اعظم نایب حق خوانمش
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.