پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

۱,۵۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۱ نام آن لعل شکر بار مبر
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۲ بیا با یوسف کنعان به سر بر
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۳ در ره او راهرو پای چه باشد به سر
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۴ نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۵ نعمت الله است عالم سر به سر
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۶ مدتی گشتیم گرد بحر و بر
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۷ عاشق و رندیم و شاهد در نظر
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۸ روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظر
  9. غزل شمارهٔ ۸۴۹ یک حقیقت هست ما را در نظر
  10. غزل شمارهٔ ۸۵۰ یک نظر در چشم سرمستی نگر
  11. غزل شمارهٔ ۸۵۱ نیست ما را هیچ غیری در نظر
  12. غزل شمارهٔ ۸۵۲ راه را گم کرده ای جان پدر
  13. غزل شمارهٔ ۸۵۳ جام جهان نماست که داریم در نظر
  14. غزل شمارهٔ ۸۵۴ نور روی اوست ما را در نظر
  15. غزل شمارهٔ ۸۵۵ دل فدا کرده ایم و جان بر سر
  16. غزل شمارهٔ ۸۵۶ چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
  17. غزل شمارهٔ ۸۵۷ عشق جانان ما ز جان خوشتر
  18. غزل شمارهٔ ۸۵۸ آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر
  19. غزل شمارهٔ ۸۵۹ اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
  20. غزل شمارهٔ ۸۶۰ بیا از بود و از نابوده بگذر
  21. غزل شمارهٔ ۸۶۱ عشق بازی از سر جان درگذر
  22. غزل شمارهٔ ۸۶۲ عاشقم من به قطب دین حیدر
  23. غزل شمارهٔ ۸۶۳ جام گیتی نما به دست آور
  24. غزل شمارهٔ ۸۶۴ بشنو حضرتش به دست آور
  25. غزل شمارهٔ ۸۶۵ یار صاحب نظر به دست آور
  26. غزل شمارهٔ ۸۶۶ برو و دلبری به دست آور
  27. غزل شمارهٔ ۸۶۷ بیا و یک دمی با ما برآور
  28. غزل شمارهٔ ۸۶۸ رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آر
  29. غزل شمارهٔ ۸۶۹ در گوشهٔ میخانه نشستیم دگر بار
  30. غزل شمارهٔ ۸۷۰ خوش بر در میخانه نشستیم دگر بار
  31. غزل شمارهٔ ۸۷۱ گرفته عشق او دستم دگر بار
  32. غزل شمارهٔ ۸۷۲ بی رخ جانان به گلزارم چه کار
  33. غزل شمارهٔ ۸۷۳ به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار
  34. غزل شمارهٔ ۸۷۴ گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دار
  35. غزل شمارهٔ ۸۷۵ گر تو مرد موحدی ای یار
  36. غزل شمارهٔ ۸۷۶ گر ذات کند ظهور ای یار
  37. غزل شمارهٔ ۸۷۷ یار یاران یار باش ای یار
  38. غزل شمارهٔ ۸۷۸ در ترقی همیشه باش ای یار
  39. غزل شمارهٔ ۸۷۹ مو نمی گنجد میان ما و یار
  40. غزل شمارهٔ ۸۸۰ منم آئینهٔ حقیقت یار
  41. غزل شمارهٔ ۸۸۱ زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
  42. غزل شمارهٔ ۸۸۲ آفتابی رو نموده بی غبار
  43. غزل شمارهٔ ۸۸۳ صبحدم شد آفتابی آشکار
  44. غزل شمارهٔ ۸۸۴ خوش خیالی نقش بسته آن نگار
  45. غزل شمارهٔ ۸۸۵ ساقیا جام خوشگوار بیار
  46. غزل شمارهٔ ۸۸۶ یک هویت در مراتب می نماید صدهزار
  47. غزل شمارهٔ ۸۸۷ بندهٔ خود ز خاک ره بردار
  48. غزل شمارهٔ ۸۸۸ مائیم که ذاکریم و مذکور
  49. غزل شمارهٔ ۸۸۹ برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
  50. غزل شمارهٔ ۸۹۰ به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور
  51. غزل شمارهٔ ۸۹۱ در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور
  52. غزل شمارهٔ ۸۹۲ ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
  53. غزل شمارهٔ ۸۹۳ ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر
  54. غزل شمارهٔ ۸۹۴ منظور یکی ، یکی است ناظر
  55. غزل شمارهٔ ۸۹۵ می رود عمر ما دریغا عمر
  56. غزل شمارهٔ ۸۹۶ رند مستیم و عشق شورانگیز
  57. غزل شمارهٔ ۸۹۷ من سودازده با عشق درافتادم باز
  58. غزل شمارهٔ ۸۹۸ در میخانه را گشادم باز
  59. غزل شمارهٔ ۸۹۹ مرغ جانم می کند پرواز باز
  60. غزل شمارهٔ ۹۰۰ عاشق و مست و رندم و جانباز

متن اشعار به نقل از گنجور.