فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ نام آن لعل شکر بار مبر
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ بیا با یوسف کنعان به سر بر
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ در ره او راهرو پای چه باشد به سر
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ نعمت الله است عالم سر به سر
- غزل شمارهٔ ۸۴۶ مدتی گشتیم گرد بحر و بر
- غزل شمارهٔ ۸۴۷ عاشق و رندیم و شاهد در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۴۸ روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظر
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ یک حقیقت هست ما را در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ یک نظر در چشم سرمستی نگر
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ نیست ما را هیچ غیری در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ راه را گم کرده ای جان پدر
- غزل شمارهٔ ۸۵۳ جام جهان نماست که داریم در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ نور روی اوست ما را در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۵۵ دل فدا کرده ایم و جان بر سر
- غزل شمارهٔ ۸۵۶ چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
- غزل شمارهٔ ۸۵۷ عشق جانان ما ز جان خوشتر
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ بیا از بود و از نابوده بگذر
- غزل شمارهٔ ۸۶۱ عشق بازی از سر جان درگذر
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ عاشقم من به قطب دین حیدر
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جام گیتی نما به دست آور
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ بشنو حضرتش به دست آور
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ یار صاحب نظر به دست آور
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ برو و دلبری به دست آور
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ بیا و یک دمی با ما برآور
- غزل شمارهٔ ۸۶۸ رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آر
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ در گوشهٔ میخانه نشستیم دگر بار
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ خوش بر در میخانه نشستیم دگر بار
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ گرفته عشق او دستم دگر بار
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ بی رخ جانان به گلزارم چه کار
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دار
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ گر تو مرد موحدی ای یار
- غزل شمارهٔ ۸۷۶ گر ذات کند ظهور ای یار
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ یار یاران یار باش ای یار
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ در ترقی همیشه باش ای یار
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ مو نمی گنجد میان ما و یار
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ منم آئینهٔ حقیقت یار
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ آفتابی رو نموده بی غبار
- غزل شمارهٔ ۸۸۳ صبحدم شد آفتابی آشکار
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ خوش خیالی نقش بسته آن نگار
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ ساقیا جام خوشگوار بیار
- غزل شمارهٔ ۸۸۶ یک هویت در مراتب می نماید صدهزار
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ بندهٔ خود ز خاک ره بردار
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ مائیم که ذاکریم و مذکور
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور
- غزل شمارهٔ ۸۹۱ در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور
- غزل شمارهٔ ۸۹۲ ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ منظور یکی ، یکی است ناظر
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ می رود عمر ما دریغا عمر
- غزل شمارهٔ ۸۹۶ رند مستیم و عشق شورانگیز
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ من سودازده با عشق درافتادم باز
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ در میخانه را گشادم باز
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ مرغ جانم می کند پرواز باز
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ عاشق و مست و رندم و جانباز
متن اشعار به نقل از گنجور.