پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۲

بیا با یوسف کنعان به سر بر

چو ما با او در این زندان به سر بر

به دلبر دل سپار و جان به جانان

خوشی در خدمت جانان به سر بر

چه گردی گرد اغیاران شب و روز

به جز یاران و با یاران به سر بر

برابر دار تا سردار گردی

به سرداری به سرداران به سر بر

به سوی ما بیا و آب و جو

درین دریای بی پایان به سر بر

دمی با زاهد مخمور بنشین

بیا با میر سرمستان به سر بر

خرابات است و ساقی نعمت الله

توهم با سید رندان به سر بر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۴نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۵نعمت الله است عالم سر به سر
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۶مدتی گشتیم گرد بحر و بر
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۷عاشق و رندیم و شاهد در نظر
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۸روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظر
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۹یک حقیقت هست ما را در نظر
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۰یک نظر در چشم سرمستی نگر
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۱نیست ما را هیچ غیری در نظر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.