پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۷

عاشق و رندیم و شاهد در نظر

دائما مستیم و از خود بی خبر

چشم ما بینا به نور روی اوست

روشن است در دیدهٔ اهل نظر

با خودی خود کجا یابی خدا

گر خدا خواهی تو از خود درگذر

جز یکی دیگر نباشد در شمار

آن یکی را در هزاران می شمر

گر نمی خواهی که بینی حسن او

آینه بردار و خود را می نگر

بسته ام زنار زلفش در میان

لاجرم در خدمتش بسته کمر

ز آفتاب سید هر دو سرا

می نماید نعمت الله چون قمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۹یک حقیقت هست ما را در نظر
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۰یک نظر در چشم سرمستی نگر
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۱نیست ما را هیچ غیری در نظر
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۲راه را گم کرده ای جان پدر
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۳جام جهان نماست که داریم در نظر
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۴نور روی اوست ما را در نظر
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۵دل فدا کرده ایم و جان بر سر
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۶چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.