پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۸

روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظر

در نظر بنشین خوشی اهل نظر را می نگر

وقت فرصت دان دمی بی عشق او یک دم مزن

صحبت عمر عزیز است و غنیمت می شمر

ما و دلبر در سرابستان دل همصحبتیم

عقل بر درمانده و از حال دلبر بی خبر

غرقه در دریای عشق و دست و پائی می زنیم

تا از این دریا چه آید بر سر ما ای پسر

نقشبندی می کند بر آب چشم ما خیال

هر دمی نقش خیالی می نگارد در نظر

ز آفتاب حسن او عالم همه پر نور شد

آن چنان ماهی که دیده در چنین دور قمر

سید عشاق آمد عقل از اینجا گو برو

شه درآمد آن گدا سرگشته گردد در به در

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۰یک نظر در چشم سرمستی نگر
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۱نیست ما را هیچ غیری در نظر
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۲راه را گم کرده ای جان پدر
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۳جام جهان نماست که داریم در نظر
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۴نور روی اوست ما را در نظر
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۵دل فدا کرده ایم و جان بر سر
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۶چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۷عشق جانان ما ز جان خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.