پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۳

به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار

چه خوش بود که بود یار آن چنان هر چار

حباب و قطره و دریا و موج را دریاب

به عین ما نظری کن یکی است آن هر چار

چهار حرف بگیر و خوشی بگو الله

یگانه باش و یکی را روان بخوان هر چار

حریف سرخوش و ساقی مست و جام شراب

امید هست که باشند جاودان هر چار

چهار طبع مخالف موافقت کردند

ببین مخالفت این مخالفان هر چار

یکی است اول و آخر چو ظاهر و باطن

چهار اسم مسمی یکی بدان هر چار

چهار یار رسولند دوستان خدا

به دوستی یکی دوست دارشان هر چار

چهار مرتبه سید تنزلی فرمود

ترقئی کن و می جو ز عاشقان هر چار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۵گر تو مرد موحدی ای یار
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۶گر ذات کند ظهور ای یار
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۷یار یاران یار باش ای یار
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۸در ترقی همیشه باش ای یار
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۹مو نمی گنجد میان ما و یار
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۰منم آئینهٔ حقیقت یار
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبار
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.