پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۴

گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دار

ور محب مصطفائی مرتضی را دوست دار

از سر صدق و صفا گر خرقه ای پوشیده ای

نسبت خرقه بدان ، آل عبا را دوست دار

دردمندانه بیا و دُرد درش نوش کن

خوش بود دردی اگر داری دوا را دوست دار

بی فنا دار بقای دوست نتوان یافتن

گر بقای جاودان خواهی فنا را دوست دار

چون شهید کربلا در کربلا آسوده است

همچو یاران موالی کربلا را دوست دار

دوستدار یار خود یاران ما دارند دوست

ما محب دوستدارانیم و ما را دوست دار

نعمت الله رند و سرمست است و با ساقی حریف

این چنین یار خوشی بهر خدا را دوست دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۶گر ذات کند ظهور ای یار
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۷یار یاران یار باش ای یار
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۸در ترقی همیشه باش ای یار
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۹مو نمی گنجد میان ما و یار
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۰منم آئینهٔ حقیقت یار
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبار
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکار
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.