پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۱

زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

در حقیقت زر یکی صورت بسی

یک بود معنی به صورت صدهزار

تشنهٔ آب حیات ما بنوش

ساغر و می را به یکدیگر بدار

چشم عالم روشن است از نور او

خوش خیالت نقش بسته بر نگار

هر چه باشد هست با من در میان

تا میان او گرفتم در کنار

عشق می بیند یکی و عقل دو

عاشقان مستند و عاقل در خمار

نعمت الله در همه عالم یکی است

گاه پنهان است و گاهی آشکار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکار
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۴خوش خیالی نقش بسته آن نگار
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۵ساقیا جام خوشگوار بیار
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۶یک هویت در مراتب می نماید صدهزار
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۷بندهٔ خود ز خاک ره بردار
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۸مائیم که ذاکریم و مذکور
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۹برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۰به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.