پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۰

به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور

که دیده است چنین فاش این چنین مستور

ز لطف تو نظری یافتم شدی ناظر

چه جای من که توئی ناظر و توئی منظور

چو نیست در دو جهان جز یکی کراست وصال

عجب بود که یکی از یکی بود مستور

به نور طلعت او روشن است دیدهٔ من

ببین که در همه عالم جز او که دارد نور

ز ذوق گفته ام این شعر بشنو از سر ذوق

کسی که ذوق ندارد ز بزم ما گو دور

مقام اهل دلانست صحبت جانم

چه جای روضهٔ رضوان چه قدر حور و قصور

حریف سیدم و ساقی خراباتم

مدام عاشق مستم نه عاقل مخمور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۲ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۳ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۴منظور یکی ، یکی است ناظر
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۵می رود عمر ما دریغا عمر
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۶رند مستیم و عشق شورانگیز
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۷من سودازده با عشق درافتادم باز
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۸در میخانه را گشادم باز
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز باز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.