پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۵

می رود عمر ما دریغا عمر

مگذارش چنین خدا را عمر

عمر برباد می دهی حیف است

باز ناید گذشته جانا عمر

یک دو روزی غنیمتش می دان

که نماند مدام با ما عمر

عمر امروز در پی فردا

صرف کردی دریغ فردا عمر

هر چه شد فوت از تو در عالم

عوضش بازیابی الا عمر

غیر ساقی و جام می هیچ است

نکند صرف هیچ دانا عمر

لذت عمر نعمت الله جو

تا بیابی تو ذوق او با عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۷من سودازده با عشق درافتادم باز
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۸در میخانه را گشادم باز
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز باز
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۰عاشق و مست و رندم و جانباز
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۱شاهبازی درآمد از در باز
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۲خاطرم می کشد سوی شیراز
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۳برو ای میر من به مال مناز
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی برانداز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.