پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۰

عاشق و مست و رندم و جانباز

در میخانه را گشادم باز

الصلا ای حریف میخواران

قدمی نه بیا و خود در باز

شاهد غیب و ساقی عشقیم

مطربا ساز عشق ما بنواز

برو ای عقل حیله را بگذار

تو و زهد و نماز و ما و نیاز

در خرابات رند او باشیم

دعوت ما چه می کنی بنماز

محرم راز خلوت جانیم

یک زمان خانه را به ما پرداز

سید ما به عشق بندهٔ ماست

اوست محمود و نعمةالله ایاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۲خاطرم می کشد سوی شیراز
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۳برو ای میر من به مال مناز
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی برانداز
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۵که را روئی چنین زیباست امروز
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۶میخانه سبیل ماست امروز
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۷به کام دل رسیدم باز امروز
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۸درد از تو خوش است و هم دوا نیز
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۹شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.