پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۷

من سودازده با عشق درافتادم باز

دل به دست سر زلف صنمی دادم باز

آستان در او قبلهٔ حاجات من است

روی خود بر در آن میکده بنهادم باز

کار رندان جهان بسته نماند دیگر

چون من مست در میکده بگشادم باز

می خورم جام غم انجام به شادی ساقی

غم ندارم ز کس و عاشق و دلشادم باز

هست بنیاد من از عاشقی و میخواری

رفته ام بر سر آن قصه و بنیادم باز

نکنم عیب اگر توبه شکستم دیگر

یافتم آب حیاتی و در افتادم باز

بندهٔ بندگی سید سرمستانم

از چنین بندگئی بندهٔ آزادم باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز باز
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۰عاشق و مست و رندم و جانباز
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۱شاهبازی درآمد از در باز
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۲خاطرم می کشد سوی شیراز
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۳برو ای میر من به مال مناز
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی برانداز
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۵که را روئی چنین زیباست امروز
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۶میخانه سبیل ماست امروز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.