پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۲

ساقی بیار جام می و دست ما بگیر

افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر

مائیم و آب دیده و خاک درت مدام

بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر

از ما مکن کناره که مائیم در میان

با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر

ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم

آورده ایم رو به شما دست ما بگیر

لطفت به بینوا نظری می کند مدام

مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر

دست نیاز سوی تو آورده ایم باز

ما را رها مکن صنما دست ما بگیر

چون دست گیر جمله افتاده ها توئی

برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۴منظور یکی ، یکی است ناظر
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۵می رود عمر ما دریغا عمر
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۶رند مستیم و عشق شورانگیز
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۷من سودازده با عشق درافتادم باز
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۸در میخانه را گشادم باز
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز باز
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۰عاشق و مست و رندم و جانباز
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۱شاهبازی درآمد از در باز
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.