پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۶

یک هویت در مراتب می نماید صدهزار

عارفانه آن یکی در هر یکی خوش می شمار

نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست

آب یک معنی بود هم صورت ناچار چار

درشب تاریک امکان نور می بخشد بماه

می نماید روز روشن آفتابی بی غبار

نقشبندی می کند باری خیال روی او

آنچنان خوش صورتی بر نور دیده می نگار

مجلس عشق است رندان مست و ساقی درحضور

حیف باشددر چنین وقتی که باشی در خمار

شکل قوسین از خط محور نماید دایره

سر او ادنی طلب کن تا بیابی یار یار

عقل و جان و سید و بنده به هم آمیختند

آنچنان گنجی که مخفی بود گشته آشکار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۸مائیم که ذاکریم و مذکور
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۹برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۰به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۱در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۲ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۳ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۴منظور یکی ، یکی است ناظر
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۵می رود عمر ما دریغا عمر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.