پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۸

در ترقی همیشه باش ای یار

در تنزل مباش چون اغیار

جام می عاشقانه خوش می نوش

تا که گردی ز عمر برخوردار

نزد ما موج و بحر هر دو یکیست

غیر ما نیست اندک و بسیار

گر یکی در هزار پیش آید

آن یکی را هزار خوش بشمار

جان جاوید اگر همی جوئی

جان به جانان خویشتن بسپار

سر موئی اگر حجاب بود

از میان آن حجاب را بردار

کار عشق است و کار ما این است

نعمت الله به کار خود بگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۰منم آئینهٔ حقیقت یار
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبار
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکار
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۴خوش خیالی نقش بسته آن نگار
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۵ساقیا جام خوشگوار بیار
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۶یک هویت در مراتب می نماید صدهزار
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۷بندهٔ خود ز خاک ره بردار
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.