پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۹

مو نمی گنجد میان ما و یار

عشق در جانست و جانان در کنار

رند و قلاشیم ای زاهد برو

لا ابالی ایم ساقی می بیار

عاشق و مستیم و با رندان حریف

عاقل هشیار را با ما چه کار

ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل

روی گل را چند می خاری به خار

خود چه داند عقل ذوق عاشقی

خود که باشد او و چون او صدهزار

در سرم سودا و جام می به دست

بر یمینم عشق و ساقی بر یسار

درد دل دارم اگر نالم بسوز

ناله ام بشنو ولی معذور دار

در هزار آئینه بنماید یکی

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید دردمند و درد خوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبار
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکار
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۴خوش خیالی نقش بسته آن نگار
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۵ساقیا جام خوشگوار بیار
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۶یک هویت در مراتب می نماید صدهزار
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۷بندهٔ خود ز خاک ره بردار
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۸مائیم که ذاکریم و مذکور
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.