پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ ترجمان دل صاحب نظران خاموشی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ مایه پرورش عالم اسباب یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ نغمه‌ها گرچه مخالف بود، آواز یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
  9. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ پیش صاحب نظران درد و دوا هر دو یکی است
  10. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است
  11. غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ از شناسایی حق لاف زدن، نادانی است
  12. غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ دست در دامن اندیشه زدن نادانی است
  13. غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ عقل سدی است درین راه که برداشتنی است
  14. غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ صبح میخانه نشینان کف دریای می است
  15. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
  16. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی است
  17. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ نقش روی تو در آیینه جان صورت بست
  18. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ ما نه آنیم که ما را به زبان باید جست
  19. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانست
  20. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست
  21. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ عشق را با دل صد پاره من کاری هست
  22. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ می حرام است در آن بزم که هشیاری هست
  23. غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ خلوت آینه را طوطی غمازی هست
  24. غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
  25. غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ چمن سبز فلک را چمن آرایی هست
  26. غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ تیغ ابروی ترا جوهر چین می بایست
  27. غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ محو دیدارم و دیدار نمی دانم چیست
  28. غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ بند در بند قبا بافتن مژگان چیست؟
  29. غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ جگر لاله سیه مست ز میخانه کیست
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ نقطه اشک سراسیمه و شیدایی کیست؟
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ خاک در کاسه آن سر که در او سودا نیست
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ حال گویاست اگر تیغ زبان گویا نیست
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ آه کز اهل محبت اثری پیدا نیست
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ خار در دیده آن کس که طلبکارش نیست
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ آه من مد رسایی است که پایانش نیست
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ شادی هر که زیادست ز غم، کامل نیست
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ در قناعت لب خشک و مژه پر نم نیست
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ من که در سر هوس طره دستارم نیست
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ خون من نیست به تشریف شهادت قابل
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیست
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ تلخی می به گوارایی دشنام تو نیست
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیست
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ حلقه ذکر تو، میم دهنی نیست که نیست
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ برگ عیش چمن ای غنچه دهان اینهمه نیست
  50. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
  51. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
  52. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
  53. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
  54. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
  55. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
  56. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
  57. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
  58. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت
  59. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت
  60. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ تا من دلشده را دست ز گردن برداشت

متن اشعار به نقل از گنجور.