پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۴

خار در دیده آن کس که طلبکارش نیست

خاک در کاسه آن سر که هوادارش نیست

گرچه خط سیهش دست نداده است به هم

کسری نیست که در حلقه زنارش نیست

چه خبر از دل صد پاره ما خواهد داشت؟

مست نازی که خبر از گل دستارش نیست

گوش آن شاخ گل از آب گهر سنگین است

خبر از ناله مرغان گرفتارش نیست

ساده لوحی که ستاند نظر از شبنم وام

خبر از نازکی آن گل رخسارش نیست

ماه کنعان گهر خود به خریدار رساند

یوسف ماست که پروای خریدارش نیست

گرچه جان تازه کند چاشنی آب حیات

به گلو سوزی شمشیر گهربارش نیست

غم دنیا نخورد هر که دل و دین درباخت

آن که سر داد درین ره غم دستارش نیست

سایه بال هما پرده خوابش گردد

هر که در سر هوس دولت بیدارش نیست

نفس پاک ازان سینه طلب کن صائب

که غباری ز جهان بر دل افگارش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷شادی هر که زیادست ز غم، کامل نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸در قناعت لب خشک و مژه پر نم نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹من که در سر هوس طره دستارم نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰خون من نیست به تشریف شهادت قابل
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.