پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۳

آه کز اهل محبت اثری پیدا نیست

زآنهمه سوخته جانان شرری پیدا نیست

نه ز آغاز خبر دارم و نه از انجام

منزل دور مرا پا و سری پیدا نیست

لاله ها را ز سر داغ سیاهی برخاست

شب ما سوختگان را سحری پیدا نیست

یوسف از چاه برون آمد و عنقا از قاف

از دل گمشده ما اثری پیدا نیست

مگر از روزنه دل نفسی راست کنیم

ورنه زین خانه تاریک دری پیدا نیست

بجز از آبله پا که کنندش پامال

در همه روی زمین دیده وری پیدا نیست

ز اهل دل آنچه به جا مانده زبان لاف است

همه برگ است بر این نخل بری پیدا نیست

بر میاور ز صدف گوهر خود را صائب

که درین دایره صاحب نظری پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۵آه من مد رسایی است که پایانش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۹۶کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹۷شادی هر که زیادست ز غم، کامل نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹۸در قناعت لب خشک و مژه پر نم نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹من که در سر هوس طره دستارم نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰خون من نیست به تشریف شهادت قابل
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.