پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۰

خون من نیست به تشریف شهادت قابل

ورنه اندیشه ازان غمزه خونخوارم نیست

من که آب از جگر لعل برآرم به فسون

بوسه ای رنگ ازان لعل گهربارم نیست

صائب از قحط خریدار خموشم، ورنه

گهری نیست که در سینه افگارم نیست

بر دل نرم گران ناز خریدارم نیست

نخل مومم، غمی از سردی بازارم نیست

طوطی از آینه هر چند به گفتار آمد

پیش آن آینه رو قدرت گفتارم نیست

همچو دیوار ز بس واله این گلزارم

سر مویی خبر از سرزنش خارم نیست

دخل دریا که بر او تنگ بود روی زمین

خرج یک روزه مژگان گهربارم نیست

نور بیگانه بود برق سیه خانه من

شمع بالین به جز از دیده بیدارم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۴یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵تلخی می به گوارایی دشنام تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷حلقه ذکر تو، میم دهنی نیست که نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۸مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹برگ عیش چمن ای غنچه دهان اینهمه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.