پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۸

مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست

توشه بردار و روان شو که زمان اینهمه نیست

مرگ در چشم سبک عقل، شکوهی دارد

پیش ارباب دل این رطل گران اینهمه نیست

مشکل از خاک سر کوی تو برخاستن است

ورنه برخاستن از هر دو جهان اینهمه نیست

دردم این است که از یار جدا می گردم

گر نباشد غم جانان، غم جان اینهمه نیست

غنچه می لرزد از افسردگی خود، ورنه

با دل گرم، دم سرد خزان اینهمه نیست

آتشین رویی اگر در صف محشر باشد

چشم بستن ز تماشای جنان اینهمه نیست

گل رخسار تو دارد مدد از جای دگر

ورنه تشریف بهار گذران اینهمه نیست

غنچه گل به خموشی دل بلبل را برد

حسن گویا چو بود، تیغ زبان اینهمه نیست

میوه گر در عوض سنگ دهی، آزادی

رتبه بی بری ای سرو روان اینهمه نیست

می توان کرد به یک آه دل گردون نرم

زور در قبضه این سخت کمان اینهمه نیست

روی خود را مگر از اشک ندامت شوییم

ورنه در روی زمین آب روان اینهمه نیست

سایه را دست به خورشید نباشد صائب

دل چو بیدار بود، خواب گران اینهمه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.