پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۲

چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست

سرمه در چشم کم از داروی بیهوشی نیست

سخن تلخی اگر می گذرانی مردی

دعوی حوصله تنها به قدح نوشی نیست

خوشه ما به دهن دانه آتش دارد

برق با خرمن ما مرد هم آغوشی نیست

دست تکلیف مکن در کمرم ای رضوان

سبزه باغچه خلد، بناگوشی نیست

می توان یافت ز عنوان جبین مضمون را

هیچ علمی چو زبان دانی خاموشی نیست

در دیار ستم از نامه صد پاره ما

جای در رخنه دیوار فراموشی نیست

دردسر تا نکشی صائب ازین بیخبران

گوشه ای امن تر از عالم خاموشی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰تا من دلشده را دست ز گردن برداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۱سرو بالای تو از آب روانی برداشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.