پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۱

در بیابان جنون سلسله پردازی نیست

روزگاری است درین دایره آوازی نیست

نه همین کوچه و بازار ز مجنون خالی است

در بیابان جنون نیز نظربازی نیست

وحشت آباد بود در نظر من شهری

که به هر کوچه او خانه براندازی نیست

برنیاید نفس از طوطی شیرین گفتار

در حریمی که رخ آینه پردازی نیست

به چراغ مه و خورشید نگردد روشن

هر حریمی که در او شعله آوازی نیست

می توان یافت ز پیچیدگی بال و پرم

که به گیرایی مژگان تو شهبازی نیست

نیست ممکن که تراود سخن از من صائب

در حریمی که در او چشم سخن سازی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰تا من دلشده را دست ز گردن برداشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.