پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۰

تا من دلشده را دست ز گردن برداشت

جوهر تیغ تو چون سلسله شیون برداشت

شد ز دلبستگی از اشک وداعم سرسبز

خار خشکی که مرا دست ز دامن برداشت

نیست در بندگی سرو قدان آزادی

نتوان فاخته را طوق ز گردن برداشت

حسن هر چند نیارد دو جهان را به نظر

نیست ممکن که تواند نظر از من برداشت

هر که زیر فلک از رخنه دل غافل شد

چشم در خانه تاریک ز روزن برداشت

نیست بی آبله نقش قدم گرمروان

در گهر غوطه زد آن کس که پی من برداشت

در نظر داشت شکست دل چون شیشه من

هر که سنگ از ره من همچو فلاخن برداشت

حاصلی داشت اگر مزرع بی حاصل من

دانه ای بود که مور از سر خرمن برداشت

منم آن منزل بی آب درین دامن دشت

که پشیمان نشد آن کس که دل از من برداشت

شد مسیحا به تجرد ز علایق آزاد

چه کند رشته به آن تیغ که سوزن برداشت؟

سوز پنهانی من در دل او کار نکرد

سنگ، سردی نتوانست ز آهن برداشت

کرد پر گوهر شهوار صدف را صائب

هر که عبرت ز جهان از دل روشن برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳اگر آیینه دل نور و صفایی می داشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۵رنگ در روی شراب آن لب میگون نگذاشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۶پشت آیینه بود پرده مستوری زشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۷شب که بر انجمن آن شعله سیراب گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۸دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۹باید آهسته ز پیران جهان دیده گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.