پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۰

با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست

گل این باغچه را رنگ وفاداری نیست

آنچنان داد ستم ده که خجالت نکشی

خنده بر تیغ زند زخم اگر کاری نیست

بوی خون از دهن شیشه می می آید

عالمی امن تر از عالم هشیاری نیست

یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید

هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست

خوبی پرده نشینان به نگاهی برود

یوسفی را نخرد عشق که بازاری نیست

می زنم بوسه به نقش قدم او صائب

بیش ازین شوق مرا طاقت خودداری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۵هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۶بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.