پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۵

هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست

حسن مستور ترا جز تو تماشایی نیست

مشرق و مغربش از رخنه دل باشد و بس

همچو مه پرتو رخسار تو هر جایی نیست

بیقراران تو منزل نشناسند که چیست

ریگ را ماندگی از بادیه پیمایی نیست

بر سر دولت تنهایی خود می لرزد

اضطراب دل خورشید ز تنهایی نیست

طوطی من سبق از سینه خود می گیرد

پشت آیینه مرا مانع گویایی نیست

ناخدا لنگر بیتابی خلق است، ارنه

کشتیی نیست درین بحر که دریایی نیست

دل بود مانع بینایی عارف صائب

چشم پوشیدن ما مانع بینایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱۷از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۱۸جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱۹از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲۰تا من دلشده را دست ز گردن برداشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۲۱سرو بالای تو از آب روانی برداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲۲دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲۳اگر آیینه دل نور و صفایی می داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲۴دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.