پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۳

گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست

مژه ام چشم به راه مدد جیحون نیست

رزق موری چو من از خوشهٔ آن زلف برید

یک جو انصاف در آن چهرهٔ گندم گون نیست

صاف کن آینه و رو به خرابات گذار

خشت خم هیچ کم از سینهٔ افلاطون نیست

الف قد تو آورده رعونت با خویش

مصرع سرو به تقطیع کسان موزون نیست

حاصل دهر بود لازم ناموزونی

سرو از آن بی ثمر افتاد که ناموزون نیست

صائب این کاوش ایام نه تنها با توست

چهرهٔ کیست که از خون جگر گلگون نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵تلخی می به گوارایی دشنام تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷حلقه ذکر تو، میم دهنی نیست که نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۸مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹برگ عیش چمن ای غنچه دهان اینهمه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.