پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰۵

تلخی می به گوارایی دشنام تو نیست

دزدی بوسه به شیرینی پیغام تو نیست

یوسف از قافله حسن تو غارت زده ای است

کسی امروز ز خوبان به سرانجام تو نیست

قمریان پاس غلط کرده خود می دارند

ورنه یک سرو درین باغ به اندام تو نیست

دیده شبنم ازان بر رخ گل آسوده است

که خبردار ز رخساره گلفام تو نیست

از لب خویش مگر بوسه ستانی، ورنه

ساغری در خور لبهای می آشام تو نیست

این چه شرم است که خورشید فلک جولان را

جرأت بوسه گرفتن ز لب بام تو نیست

قطره در خون زند آن صید که وحشی از توست

دانه از دل خورد آن مرغ که در دام تو نیست

گرچه خورشید تو در پرده شرم است نهان

ذره ای نیست که شرمنده انعام تو نیست

خود مگر از در انصاف درآیی، ورنه

جذبه شوق حریف دل خود کام تو نیست

می شود روزی دندان ندامت خونش

هر عقیقی که سویدای دلش نام تو نیست

گرچه از حلقه به گوشان قدیم است ترا

صائب دلشده شرمنده انعام تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۰۷حلقه ذکر تو، میم دهنی نیست که نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۸مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۹برگ عیش چمن ای غنچه دهان اینهمه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۱۰با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱۱در بیابان جنون سلسله پردازی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱۲چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱۳در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱۴در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.