پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۷

شادی هر که زیادست ز غم، کامل نیست

هر که را خرج ز دخل است فزون، عاقل نیست

دل گردون متأثر نشد از گریه ما

گنه تخم چه باشد چو زمین قابل نیست؟

عاشق آن است که سر بر قدم دار نهد

میوه تا در گرو شاخ بود کامل نیست

طالع حلقه زلف تو کبابم دارد

کز تماشای تو یک چشم زدن غافل نیست

رشته نسبت بی پا و سران همتاب است

گرهی نیست به زلفش که مرا در دل نیست

سیل ویرانه ام، آرام نمی دانم چیست

هیچ سنگی به ره من بتر از منزل نیست

جوش عشق است که در ظرف نگنجد، ورنه

ساغر بحر زیاد از دهن ساحل نیست

خطر قلزم هستی، گل خودکامیهاست

نیست یک موج که در بحر رضا ساحل نیست

گرد هستی اگر از پیش نظر برخیزد

رهروی نیست درین راه که در منزل نیست

چند صائب جگر خود خوری از فکر سخن؟

جز دل چاک، قلم را ز سخن حاصل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹۹من که در سر هوس طره دستارم نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰۰خون من نیست به تشریف شهادت قابل
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۰۱آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰۲در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰۳گرچه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰۴یک نکوروی ندیدم که گرفتار تو نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰۵تلخی می به گوارایی دشنام تو نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰۶خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.