پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۳

عقل سدی است درین راه که برداشتنی است

عشق خضری است که در مد نظر داشتنی است

هر چه جز دامن سعی است بود بر دل بار

آنچه از توشه درین ره به کمر داشتنی است

گر میسر نشود همرهی گرمروان

لنگ لنگان پی این قافله برداشتنی است

روزها گر به خموشی گذرانی چون شمع

شب دل سوخته و دیده ترداشتنی است

تا مگر دولت بیدار درآید از در

چشم چون حلقه شب و روز به درداشتنی است

جوش دریای کرم نیست به خواهش موقوف

چون سبو دست طلب در ته سرداشتنی است

نرسد دست کسی گرچه به آن شاخ بلند

دهنی تلخ به امید ثمر داشتنی است

تا ز بی برگی ایام خزان خون نخوری

در بهاران سر خود در ته پرداشتنی است

تا مبادا ز غریبی به غریبی افتی

در سفر پاس رفیقان حضر داشتنی است

از گرانجانی اگر پیرو نیکان نشوی

خس و خار از ره این طایفه برداشتنی است

خبر از بیخبران گرچه تراوش نکند

گوش امید به پیغام و خبر داشتنی است

چهره از خال معنبر نمکین می گردد

داغ چون لاله به هر لخت جگرداشتنی است

چون زمین پاک بود، تخم یکی صد گردد

مشت اشکی پی دامان سحر داشتنی است

تا به معنی نبری راه ز صورت صائب

عزت هر صدف از بهر گهر داشتنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷نقش روی تو در آیینه جان صورت بست
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ما نه آنیم که ما را به زبان باید جست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱عشق را با دل صد پاره من کاری هست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲می حرام است در آن بزم که هشیاری هست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.