پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۱

هر طرف می نگری آینه سیمای خوشی است

سربرآور ز گریبان که تماشای خوشی است

در گرفته است زمین از نفس گرم بهار

بر جنون زن که عجب دامن صحرای خوشی است

اگر از باده کشانی مرو از باغ برون

که گل و سرو عجب ساغر و مینای خوشی است

دست در دامن شب زن اگرت دردی هست

که نسیم سحری طرفه مسیحای خوشی است

تو ز کوته نظریها شده ای محو چمن

زیر این زنگ، نهان آینه سیمای خوشی است

تو بدآموز به هنگامه ظاهر شده ای

ورنه در خلوت دل انجمن آرای خوشی است

اگر امنیت خاطر ز جهان می جویی

طالب گوشه دل باش که مأوای خوشی است

بی کسیهاست اگر هست کسی در عالم

هست بیجایی اگر زیر فلک جای خوشی است

خط مشکین تو سرمشق جنون عجبی است

طاق ابروی تو محراب تماشای خوشی است

دانه خال تو نظاره فریب عجبی است

رشته زلف تو شیرازه سودای خوشی است

می کند گوش گران هرزه درایان را لال

چشم بستن ز جهان، دیده بینای خوشی است

حرص زر، چشم فروشنده یوسف بسته است

ز آستین دست برون آر که سودای خوشی است

ای که در راه جنون همسفری می خواهی

مگذر از سلسله زلف که همپای خوشی است

گرچه صائب به تمنا نتوان یافت وصال

می کنم خوش دل خود را که تمنای خوشی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ترجمان دل صاحب نظران خاموشی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴مایه پرورش عالم اسباب یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۵شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۶نغمه‌ها گرچه مخالف بود، آواز یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۷لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹پیش صاحب نظران درد و دوا هر دو یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷۰رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.